پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

363

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

قسطنطنيه نرفته باشد . وى يك سفير ديگر ترك را نيز به همراه خود آورده است تا مذاكرات صلح را دنبال كند . سردار كه براى انجام امور لازمى به قسطنطنيه احضار شده بود ، بعد از گذرانيدن فصل زمستان ، در حوالى مرزهاى ايران ، اكنون عازم قسطنطنيه شده و نزديك به چهارده روز با ارزروم فاصله دارد . به عقيدهء اين دو نفر ، بدون ترديد صلح به زودى برقرار خواهد شد و شاه سالانه صد بار ابريشم خام و پنجاه بار ابريشم آماده شده و پارچه‌هاى ابريشمى به ترك‌ها خواهد داد و قول مىدهد ديگر مزاحمتى براى گرجىها و كردها فراهم نسازد . براى اطلاعتان بايد اضافه كنم كه هيچ‌كس نمىتواند از كار اين شاه سر در بياورد و به ظاهر اعمال او قضاوت كند و بايد صبر كرد و ديد عاقبت كار چگونه خواهد بود . ديگر واقعا باعث خجالت من مىشود كه اين نامه را طولانىتر سازم ؛ ولى پيش از پايان دادن به آن مىخواهم دو مطلب را به اطلاعتان برسانم : اول اين‌كه اصفهان واقعا شهرى است كه در آن ، همه نوع اقوام و ملل گرد آمده‌اند ؛ چنان‌كه به تنهايى در خانهء من به ده زبان تكلم مىشود و علاوه بر آن ، زبان‌هاى ديگرى هم هست كه هر يك از ما كم و بيش بدانها آشنايى داريم . اين ده زبان عبارتند از : ايتاليايى ، لاتين ، فرانسه ، اسپانيولى ، يونانى ، تركى ، عربى ، فارسى ، گرجى و ارمنى . زبان‌هاى ايتاليايى و فرانسوى و اسپانيولى را فقط من بلد هستم و آنها را در محاوره با خارجىهايى كه به ديدنم مىآيند مورد استفاده قرار مىدهم ، زيرا در خانهء من كس ديگرى به آنها آشنايى ندارد . از زبان لاتين نيز فقط در موقع خواندن دعا استفاده مىكنم . زبان‌هاى ششگانهء ديگر مورد استفادهء ساير افراد خانه است و كسى نيست كه به سه تا چهار زبان آشنايى نداشته باشد . به غير از دو زبان ارمنى و گرجى ، من به زبان‌هاى ديگر كم و بيش آشنايى دارم و حتى مىتوانم ادعا كنم كه به خواندن گرجى و فهم بعضى از كلمات آن نيز قادر هستم . مطلب ديگرى كه مىخواستم بدان اشاره كنم و از نظر پزشكى و فلسفه طبيعى اهميت فراوان دارد اين است كه در اين سرزمين به آسانى هرچه تمام‌تر آلت رجليت مردان را قطع مىكنند ، بدون اين‌كه آنان به هلاكت برسند . اين مجازات در مورد جرايم خاصى از قبيل تجاوز به ناموس زنان و مسائلى از آن قبيل ، به‌طورى عادى و جارى اجرا مىشود ؛ ولى افرادى كه مجازات دربارهء آنان اجرا شده است ، به فوريت و فقط با استفاده از خاكستر شفا مىيابند . وزير مازندران ، كه در فرح‌آباد خيلى به كار من رسيدگى كرد ، از بخت بد ، گرفتار چنين مجازاتى شده و به قرارى كه خودش براى من تعريف مىكرد ، موقعى كه او قبلا با مقام پايين‌ترى مشغول خدمت بوده است ، به عرض شاه رسانيده‌اند كه به پسربچه‌اى تجاوز كرده و شاه نيز